حسن حسن زاده آملى

392

هزار و يك كلمه (فارسى)

كه براى تميز نتيجه و حكم و فكر خطا از صواب إعمال مىنمايند ، در علم صرف هم براى تميز حروف اصلى از زايد ميزانى به نام « ف ، ع ، ل » است ؛ پس هر حرفى از بناى كلمه كه در مقابل هر يك از آنها باشد حروف اصلى بود و گرنه زائد ؛ و اگر كلمه رباعى بود « ل » را يك بار مكرّر كنند ، و اگر خماسى بود دوبار . مثلا « ضرب » بر وزن « فعل » است كه همه حروف آن اصلى است و « ضارب » بر وزن « فاعل » است كه الف آن زائد است ، و « ينصر » ؛ بر وزن « يفعل » است كه ياى آن زائد است ، و « دحرج » فعل رباعى مجرّد بر وزن « فعلل » است ؛ و هكذا در ساير اسماء و افعال چنان كه « عيسجور » بر وزن « فيعلول » است ، و « عندليب » بر وزن « فنعليل » و « مسحنكك » بر وزن « مفعنلل » . كتاب بسيار گرانقدر جمهرة اللغة ابن دريد را ( كتاب جمهرة اللغة تأليف الشيخ امام اللغة و الأدب ابى بكر محمد بن الحسن بن دريد الأزدى البصرى المتوفى ببغداد سنة 321 من الهجرة ) ، در اين امر أعنى در بيان اوزان كلمات اهميّت بسزا است . در بيوگرافى جناب شيخ رئيس ابو على سينا آمده است كه كتاب لغت كار او در كنار او جمهره ياد شده بوده است . در ميزان هميشه حرف زائد بر اصول به همان حرف آورده مىشود چنان كه مضروب بر وزن مفعول است كه در ميزان دو حرف زائد ميم و واو به همان دو حرف آورده شده است ، مگر در كلمه‌اى كه حرفى براى الحاق و غير آن مكرّر شده باشد در اين صورت حرف مكرّر را در ميزان به وزن حرف مقدّم بر او درآورند ، مثلا « قردد » دال دوم به جهت الحاق « قرد » به جعفر آورده شده است در وزن آن گويند « فعلل » نه « فعلد » ؛ و غير الحاق مانند « صرّف » كه ثلاثى چون به باب تفعيل درآيد عين الفعل مكرّر مىشود ، در وزن آن گويند « فعّل » نه « فعرل » . هرگاه تاء باب افتعال تبديل به حرفى شده است در ميزان آن تاء افتعال را تعبير مىكنند نه حرف بدل شده را ، مثلا در وزن « اضطراب » گويند افتعل ، نه افطعل .